Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

بعد از یه مدت طولانی که نبودم باز هم اومدم تا به این درخت و دوست قدیمی سری بزنم! اول از تک تک شما عزیزانی که تو غم من شریک بودین و با کامنت های پست قبلی منو همراهی کردین سپاسگذاری می کنم. از همه تون ممنون. امیدوارم بتونم تو شادیهاتون براتون جبران کنم و هیچ وقت ناراحت و داغدار نبینمتون.

 

تو یک سال و نیم گذشته که من شمال بودم و کمتر کنار خونوادم بودم تو اکثر مراسم و اتفاقات خوب و متاسفانه بد حضور نداشتم. غربت خیلی بده. دوری باعث می شه از خیلی از چیزها بی خبر باشم.

تو این مدت خودم رو خیلی خوب محک زدم و فهمیدم که من آدم غربت نیستم. از خدا می خوام که دیگه هیچ وقت منو گرفتار غربت نکنه.

امتحان های ترم سوم از تموم شد. ترم سنگینی بود ۲۰ واحد داشتم که البته هنوز نمره های ۳ تا درسهام رو ندادم و از بابت یکیش خیلی می ترسم. برام دعا کنید که بخیر بگذره. ولی بقیه نمره هام همه خوب بود. ۳ ترم گذشت و فقط ۱ ترم دیگه مونده. با همه سختیهاش ولی گذشت. اینم البته یه تجربه بود برای من که شاید بعدها تو زندگی به کارم بیاد.

 

 

نوشته شده در   دوشنبه 24 تیر ماه سال 1387   توسط  بیدقرمز   |  6 نظر