X
تبلیغات
رایتل

.:. بید قرمز .:.

می نویسم تا فراموش نکنم، که بوده ام.

بهار

پنج‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1386 14:24 نویسنده: بیدقرمز نظرات: 7 نظر چاپ

آخرین روزهای سال ۸۶ رو داریم پشت سر می ذاریم. بوی عید می یاد. درختها جوونه زدن.

 

به روزهایی که پشت سر گذاشتم نگاه می کنم. و یه جمع بندی می کنم. سال ۸۶ تا الان برای من سال پر زحمتی بوده. سالی بود که توش چیزهای جدیدی تجربه کردم، سختی های کشیدم ولی چیزهای جدیدی هم یاد گرفتم و متاسفانه یه چیزهایی هم از دست دادم. تصمیم دارم برای سال جدید تو این روزهای باقیمونده از این سال یه برنامه ریزی بکنم هر چند که تو هر برنامه ریزی که من می کنم تا حالا نشده تا آخر برنامه عملی بشه! ولی یه تلاش دیگه می کنم.

 

این سه هفته ای که شمال بودم همخونه نیومد و یکی از دوستانم این سه هفته پیش من بود. این دختر این قدر شاد و پر انرژیه که باعث شد من تو این سه هفته کلی بخندم. خنده از ته دل. من تو این ۳ هفته بیشتر از یک سال گذشته خندیدم و این برام خیلی ارزشمند بود. و مطمئنم از خاطراتی می شه که هیچ وقت فراموش نمی کنم.